داوود صمدى آملى

21

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

طفره و تجافى در نظام هستى محال است ، هرگز نمىتوانند پرش كرده و يك دفعه به عالم عقل در قوس صعود راه يابند ، زيرا براساس سلسلهء طولى نظام هستى هر مرتبه‌اى در جايگاه خود قرار دارد و تمامى موجودات روى نظم و حساب خاصى بايد پله‌پله از مراتب آن گذر كنند و اولين پله‌اى كه انسانها به عنوان سرآمد تمامى موجودات ، براى رسيدن به كمالات ، بايد از آن گذر كنند ، عالم طبيعت است . و چقدر خوب كه جناب شيخ الرئيس رحمة اللّه عليه حكمت اشارات خود را از طبيعيات آغاز نمودند كه نمط اول و دوم اشارات مربوط به طبيعيات و نمط سوم آن مربوط به نفس ناطقه كه واسطهء بين ماده و ماوراى ماده است ، مىباشد . بعد از آن در نمط چهارم ، مباحث مربوط به ماوراى طبيعت را مطرح نمودند . غرض اين است كه عالم ماده صعودگاه و اولين مرحله عروج انسان به كمالات لايق خويش است ، و غرض جناب علامه هم با مثالهايى كه در ابتدا فرمودند اين است كه بايد از همين جا ، يعنى عالم طبيعت بالا برويم . تصديق قبل از تصور ممكن است به جناب علامه قدّس سرّه اشكال كنيد كه شما از همان ابتدا با تصديق آغاز نموديد ، بدون اينكه قبل از آن تصورى داشته باشيد ! اين چگونه ممكن است ؟ ! جواب آن اين است كه تصديقاتى كه ما داشته‌ايم جزء اوليات است و اوليات بديهى نمايند ، لذا نياز به تصور ندارند . چه عجيب كه اين ادراك وجود تنها مسأله‌اى است كه تصديقش بديهىتر از تصورش است بلكه تصديقش بديهى و تصورش پيچيده است . راجع به اين عنوان مطالبى داريم كه ان شاء اللّه در آينده مطرح خواهد شد .